آقاى مُرَّدَد عزیز و محترم به بنده لطف داشتند و با صداى جادویى و زیبا و دلنشین خود متن شاعرانه را خواندند و بازهم لطف داشتند و صداى من رو در کنارش قرار دادند از ایشون خیلى تشکر مى کنم و تقاضا مى کنم
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
پاهاى خسته از در به درىِ کوچه هاى بى کسى را در هر رودخانه اى گذاشتم آتش گرفت...
#یهو#نوشت
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
وقتى مرا از پیله ى تنهایى ام بیرون آوردى و من پروانه شدن را باور کردم فکر نمى کردم برگشتن به پیله آنقدر سخت باشد، اما چاره اى نیست بال هایم را آتش مى زنم و به پیله بازمى گردم، آدم سابق و مى شوم، به تک تک اشک هایم قسم مى خورم که دیگر پروانه شدن را باور نکنم ...
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی
تو همان تکیه گاهى که یک عمر در نبودنت بین آسمان و زمین معلّق وم
همان ساحلِ امنى که بارها در آغوشت دل به دریا زده ام
همان سایه ى خنکِ ظهر تابستانى که آسایش تنى
همان همسفر روزهاى سخت و شب هاى پر درد
ت
برچسب:
نویسنده: بنیامین جلالی